•**•.•*ღزندگی شاد است غمگینش مکنღ.•**•.•
شاد بودن تنها انتقامی است که میتوان از دنیا گرفت ،پس همیشه شاد باش
این روزا اصلا حوصله اپ کردن و ندارم مواظب خودتون باشید فعلا یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا ! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند ؟" وقتی دست زخم میشه چشم گریه میکنه و وقتی چشم گریه می کنه دست اشکاشو پاک می کنه ![]()
![]()
![]()

خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد ؛ مرد نگاهی به داخل انداخت . درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود ؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد !
افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند . به نظر قحطی زده می آمدند . آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود ، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی !"
آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد . آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود . یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن ، که دهان مرد را آب انداخت !
افرادِ دور میز ، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند ، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند . مرد روحانی گفت : "نمی فهمم !"
خداوند جواب داد : "ساده است ! فقط احتیاج به یک مهارت دارد ! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند ، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند !"


تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید. چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود. در این صورت شما چه خواهید کرد؟ هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم: بانک زمان. هر روز صبح، در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه اعتبار ریخته میشود و آخر شب این اعتبار به پایان میرسد. هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمیشود.
ارزش یک سال را دانشآموزی که مردود شده میداند.
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس بهدنیا آورده میداند،
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه میداند،
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را میکشد،
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده،
و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده، میداند.
هر لحظه گنج بزرگی است، گنجتان را مفت از دست ندهید، باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمیماند.
دیروز به تاریخ پیوست.
فردا معما است.
و امروز هدیه است. 


